العلامة المجلسي

147

حياة القلوب ( فارسي )

غير آن كه به أول فرموده بود ، پس مرا حالتي عارض شد كه خدا مىداند حتى آنكه گويا دلم را پاره پاره كردند ودر دل خود گفتم كه : من أبو قتادة را در شام گذاشتم كه يك حرف مانند « واو » خطا نمىكند آمدم به نزد اين مرد كه چنين خطاى بزرگى مىكند ، در اين حال بودم كه مرد ديگرى آمد واز همان آية سؤال كرد وتفسير ديگر فرمود بغير آنچه به هر دو گفته بود ، پس نفس من ساكن شده دانستم كه اين خطا نيست دانسته اينها را فرموده از براي تقيه ومصلحت ؛ وچون حضرت به اعجاز دانستند كه چه در خاطر من گذشت به جانب من التفات نمودند وفرمودند كه : اى پسر اشيم ! خدا تفويض كرد به حضرت سليمان عليه السّلام وفرمود هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ « 1 » ، وبه پيغمبرش صلّى اللّه عليه وآله وسلّم تفويض كرد وفرمود ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا « 2 » يعنى : « هر چه عطا كند شما را رسول پس بگيريد وعمل بكنيد وآنچه نهى كند شما را از آن پس ترك كنيد » ، وآنچه به حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم تفويض كرده بود به ما تفويض نموده « 3 » . ودر كتاب اختصاص همين حديث را روايت كرده ودر آخرش چنين است كه : چون حاضران مجلس بيرون رفتند نظر كرد بسوى من وفرمود كه : گويا دلتنگ شدى ، گفتم : فداى تو شوم ! دلتنگ شدم از سه قول مختلف در يك سؤال ، حضرت فرمود : اى پسر اشيم ! بدرستى كه خدا تفويض كرد به پسر داود عليه السّلام امر پادشاهى را وفرمود هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ وتفويض كرد به محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم امر دين خود را وفرمود ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وبدرستى كه خدا تفويض كرده است به أئمة از ما آنچه تفويض كرده بود به محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم پس دلتنگ مشو « 4 » . ودر بصائر الدرجات به سند حسن كالصحيح روايت كرده كه صفوان از حضرت امام رضا عليه السّلام پرسيد كه : آيا مىتوان بود كه از امام بپرسم از مسألهء حلال وحرام وجوابش نزد

--> ( 1 ) . سورهء ص : 39 . ( 2 ) . سورهء حشر : 7 . ( 3 ) . كافى 1 / 265 . ( 4 ) . اختصاص 331 ؛ بصائر الدرجات 383 .